لازم است گاهی از مسجد ، کلیسا و ... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!
لازم است گاهی از مسجد ، کلیسا و ... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد ، مرا به دام می کشد
نگاه کن آسمان من پر از ... می شود
فروغ فرخزاد

داشتم از این شهر می رفتم
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی سفید آرزوها
که رفت و غرق شد
سپاسگزارم از تو
اما
این فقط می تواند یک قصه باشد
دراین شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوارکشتی شوم و
تو صدایم کنی
می خواهم بگویم
نجاتم دادی
تا اسیرم کنی
من با کنایه حرف می زنم !!
* ناشناس
گفت از عیب خویش بیخبری
زان ره از خلق، عیب می جویی
گفتن از زشترویی دگران
نشود باعث نکورویی
تو گمان می کنی که شاخ گلی
به صف سرو و لاله می رویی
یا که همبوی مشک تاتاری
یا ز ازهار باغ مینویی
خویشتن، بی سبب بزرگ مکن
تو هم از ساکنان این کویی
ره ما، گر کج است و ناهموار
تو خود، این ره چگونه می پویی
در خود، آن به که نیکتر نگری
اول، آن به که عیب خود گویی
ما زبونیم و شوخ جامه و پست
تو چرا شوخ تن نمی شویی
سال که تمام شد ، هم اکنون رو به انتهاست ، دارم فکر میکنم در باره آنچه که دنیای اطراف دور برم هست ، اتفاقات خوب و بد که در تمام امور زندگیم بارها رخ داده اما باید بپذیریم که زندگی همانطور به سمت جلو میرود فراز و نشیب دارد . حالا خاطره مهم و حیرت انگیز رو بنویسم البته نمیخواهم نوشته هایم هر چیزی که برخوردش کرده باشم یا به ذهنم میرسه به صورت طومار باشد رو بنویسم ..
یکی از مهمترین و بهترین بخشها در خاطره ام که در تمام عمرم رفتن به سرزمین کوچک با تکنولوژی پیشرفته با وجود جمعیت فراوان ، ساختمانهای بلند و آسمانخراش شهر ساحلی به نام هنگ گنگ بود که این طوری بود که برای اولین بار در شهریور سال 87 وارد کشور آسیایی شدم کاملا متفاوت با کشورهای فرنگ یا اروپایی. جهت دیدن از این شهر برایم تجربه خوب و جدید بود که اطلاعات مفید کسب کردم و نیز دوستان خونگرم ، ساده دل و روشنفکر رو پیدا کردم خلاصه چیزهایی درمورد شهر زیبا و توریستی برایم بازگو کردند البته جالبتر ازاینها یکی از دوستان مهربونم که چه جوری غذا ها رو با استفاده از چوب غذا خوری بهم یاد داد خیلی برایم خاطره انگیز و شیرین بود البته ببخشید ها چشمتون روز بد نبیند تمام غذاهای سنتی چینی شان از کوچک به بزرگ مثل حشره ، موش و همه چیز که در سرزمین یافت میشه فراوان است اصلا در تمام عمرم چنین غذاها برایم ناآشنا بود بعدا پی بردم که بیشتر غذاهایشان سبزیجات است واسه همین بعضی از مردم چینها عمر طولانی دارند!! تا اونجائی که یادمه از وقتی که وارد این شهر شدم کمی جا خوردم با خودم گفتم چرا این شهراینقدر پاکیزه و همیشه رو به راه هست اصلا حیوانات جوراجور حتی پشه ، مگس و غیره در خیابان ها دیده نمیشد عجب شهری بود..
اصلا باورم نمیشه که واپسین روزهای اسفند ماه در حال سپری شدن است می بینی که چقدر زمان زود میگذره همچو چشم بر هم زنی.. یه روز بیشتر نمونده که آخرین لحظات داره دود میشه وارد طبیعت سرسبز و شکوفه هاو غنچه نیمه باز بهاری میشیم طبق روال هر سال بهار از نو به راه میرسد تکرار همه چیز از نو و تازه است ای کاش ما همچو بهاری بودیم که از نو و تازه شروع می کردیم که هرچه که در دلمون آشوب هست رو پاک می کردیم و یکباره نو و تازه جانشینش میکردیم...
پیشاپیش عید نوروز باستانی رو به همه شما عزیزانی که به وبلاگ حقیر ام سر میزنند تبریک عرض می نمایم امیدوارم که سال جدید سالی مملو از خرمی، شادی ، پربرکت ، عشق و محبت همراه با کامیابی و سلامتی درپیش داشته باشید. درضمن ما امروز قصد سفر ی کوتاه به شمال داریم ولی به ناچار بایستی به تهران برگردیم. شما اگر قصد سفر دارید انشالله بهتون خوش بگذره! و نیز از منظرهای زیبای طبیعت لذت ببرید.
و در آخر کلام ، همه شما رو به خدا می سپارم و التماس دعا.
گزارش کلی و کوتاه راجع به محله چشمه علی که در پست قبلی در همین وبلاگ همانطوریکه اشاره شد جای تعجب دارد که چرا این محله در میان مردم بخصوص شمال شهر تهران و مناطق دیگر آشنا نیست به قول یکی از دوستان در فهرست آثار تاریخی اطلاع رسانی به روز نشده است البته مهمتر از همه البته نظر شخصی خودممه، محله چشمه علی در زمینه تاریخ معماری ، طراحی شهری و محیط جز باستان شناسی حتی در پایان نامه ها هیچ اشاره نشده است. درضمن نمیخواهم بیشتر درمورد منطقه شهر ری به کاوش بپردازم چراکه بحث بس گسترده و وقت گیر است. فقط چیزهای جالب توجهم را جلب کرده که حدود هفتاد و دو سال پیش یک کارشناس آمریکایی به نام اریک ارشمیت درمورد چشمه علی به کاوش پرداخته و او بلافاصله این آثار تاریخی گرانبها را به بهانه تحقیقات بیشتر از کشور خارج کرد و حالا مؤسسه شرق شناسی شیکاگو به واسطه داشتن همین یافته های او به خود می بالد . اشمیت کار حفاری را در سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۶ به مدت ۳ سال انجام داد و آثار تاریخی بسیار زیادی کشف کرد که همه را به دانشگاه شیکاگو انتقال داد.
فکر می کنید آخر و عاقبت آقای اشمیت چه شد ؟ او هیچ گاه گزارشی درباره مطالعه آثار کشف شده از چشمه علی منتشر نکرد ، سرانجام در یک سانحه هوایی درگذشت و همه اطلاعات را با خود گور برد. البته هم بد نیست بدونید که قبل از ارشمیت یک فرانسوی به همراه گروهی به تحقیقات و پژوهش ها در آن منطقه انجام داده بودند.
البته از روی تحقیق تازه پی بردم که حفظ و حراست از اثر تاریخی با مشکلات مواجه هستند درصورتیکه کلا منطقه شهر ری با مکان های تاریخی هزاران ساله ش میتونست به محلی برای جذب توریست تبدیل شود و کاربری گردشگری داشته باشد گویی اینکه محله آن سالها به دست فراموشی سپرده شده است و نیز از قدمت باستانی شهرشان خبر ندارد!
امید است که در سالهای آینده مسئولان میراث فرهنگی برای حفظ نقش برجسته ، باروی و حصار ری و همچنین توسعه فضاهای تفریحی و گردشگری باید کارهای بیشتری انجام بدهند.
علاوه براین ،قرار شد بعد از گزارش ویژه ، یکسری مطالب تحت عنوان حاشیه باغ زمین های متروک مقبره جبار باغچه بان و خاندان اشتری در نزدیک محله چشمه علی را در اینجا بنویسم ولی به علت محدودیت زمان نتوانستم درمورد آن بررسی کنم خلاصه تا اونجائی که یادمه پارسال دقیقا همین روزها بود که توسط یکی از بچه ها فعال که در کانون فعالیت میکرده و میکند یه اتقاق عجیب افتاده بود که خبر راجع به محوطه آن به گوش مردم رسیده بود حتی در یکی از کانالهای تلویزیون به خصوص تهران پخش کرده بود ، ولی متاسفانه بعدا به اشتباه پی برند که مسئول شهرداری منطقه بیست و نماینده شورای محله هم قصد تخریب کردن محوطه آن را نداشته خیال میکردند به قول معروف خانه از پای پست ویران است که فضای آن را تبدیل به پارک یا خیا بان کند در این صورت از لحاظ قانونی حق تخریب کردن قبور استاد و شاعران در هر جائی که باشد الزاما ممنوع میباشد ولی درصورت توافق یا هماهنگی لازم میتوانند آن را مرمت یا بازسازی کنند درضمن مسئول شهرداری منطقه فقط پیشنهاد قبل از اجرا مکان آن را به منظور مسطح سازی یا کفپوش زمین های متروک جبار باغچه بان و خاندان محروم اشتری دنبال داشته. نمیدونم واقعیت را گفته یا نه قراره مسئول آن و نماینده شورای محله طرح 4 ساله برای بازسازی محوطه آن به تصویب برساند و هم حاشیه مقبره آن، فرهنگسرای فرهنگی و هنری ایجاد کند و اسم آن را باغچه بان بگذارد هرچند که تاکنون هنوز اقدامی جهت سازماندهی این مکان انجام نشده و به دلیل نا هماهنگی های لازم بحث آن نا تمام مانده است.
گواه بر این هست که طبق یک روال هر ساله در تقویم سالنامه چهره های ماندگار ثبت میشود یکی از آنان به نام جبار باغچه بان ، بنیانگذار آموزشی ویژه ناشنوایان ایران به مناسبت سالروز وفات وی در روز چهارم آذر نامگذاری کرده است حالا سه هفته پیش برای رفتن به آرامگاه وی در نزدیک محله چشمه علی توسط یکی از بچه ها که در کانون فعالیت میکند اطلاع داده شد ، احساس دودلی و تردید داشتم و از رفتن به آن صرف نظر میکردم ولیکن در آخرین لحظه با وجود اصرار و پیشنهاد دوستان فرصتی بهم دست داد و کلی بهانه در آوردم بالاخره روز جمعه هشتم آذر سال 1387 برنامه یشان از پیش تنظیم شده به اتفاق بچه های گروه طبق معمول سر خیابان ...قرار گذاشتند رفتیم خلاصه حدود یکساعت طول کشید تا به مقصد رسیدیم یه لحظه با صحنه ای روبرو شدم روح مرا به خاطرات گذشته به خصوص تهران (طهران) قدیم برد یه حس نا آشنا و مبهم بهم دست داد تا مرا با همین محله آشنا کند. کاملا متفاوت با شمال شهر تهران ، یکی از محله های جنوبی شهر تهران ، قدیمی ترین و باز مانده ترین آثار تاریخی به ثبت سازمان میراث فرهنگی در آمده است. طوری که سازمان فضایی محله کهن و نو را بهم پیوندمیدهد البته ناسازگار با منطقه اطراف آن و نسبتا هماهنگ با عناصر طبیعی ( رودخانه، گیاه، شکل زمین ). وقتی که نزدیک محله آن شدیم یه صخره ای بسیار بزرگ حالت دیوار مانند اگر از روبرو نگاه کنیم یه کمی پایین تر یه نقش تزئینی از کتبیه فتحعلی شاه قاجاریه در بالای چشمه یادگاری از خود گذاشته است و حاشیه پایین چشمه محل تلاقی آبهای زیرزمینی با سطح زمین که تویش چند دسته فواره مانند حالت با شکوه در آمده و مملو از آبهای روان و موزون به خوبی نمایش گذاشته است ولی غافل از اینکه مردم ساکنان آن منطقه از این چشمه به عنوان تفریحی و سرگرمی استفاده می کنند بنابراین به نظرم از لحاظ هویت فرهنگی و تاریخی اصل بودن خارج شده است...
تصویرماهواره ای از محله چشمه علی (باروی ری)

تصویر ماهواره ای از محله چشمه علی
![]()
![]()
*یکسری مطالب راجع به همین محله برای آشنایی بیشتر را برای شما گذاشتم درضمن این دارای دو بخش میباشد بخش دیگر هم مربوط به حاشیه آرامگاه شاد روان باغچه بان را سر فرصت خواهیم نوشت.
دیروز به طور اتفاقی سایت درمورد روند احداث پل شهید کلانتری در داخل دریاچه ارومیه را خواندم و جا خوردم اگرچه خوب میدانم که این موضوع تازه نیست و پیش از این ، کارشناسان بارها نسبت به بحرانی بودن وضعیت دریاچه ارومیه هشدار داده بودند ولی همینطور بی نتیجه ماند البته زیاد درمورد آن تحقیق نکردم تا اونجائی که یادمه زمانی که دانشجوی کارشناسی بودم 6 سال میشه اون زمان زیستگاه پرندگان بوده و نیز یکی از بزرگترین دریاچه داخلی ایران و درعین حال دومین دریاچه آب شور جهان محسوب میشد حالا به نظرم نسبت به سالیان گذشته ازلحاظ تنوع زیستی بسی تغییریافته است اما فقط میخواهم بدونم چرا خود مسئول وزیر راه و ترابری به مسائل زیست محیطی چندان اهمیت نداده است بدون درنظر گرفتن مسائل ارزیابی زیست محیطی به قول کارشناسان محیط زیست یه نوع فاجعه آمیز میباشد به جرات میتوانم بگم که روشهای به کارگیری و دانشگاهی و پژوهشی هیچ مشکلی نداریم و نیز نسبت به کشورهای توسعه یافته از جمله میتوان اروپا و آمریکا عقب نیستیم دلیلش هم اینست که راههای مناسبی در شناخت فرهنگ ها داریم اما هنگام اجرای آن توسط کارفرما عقب هستیم یعنی پایش مناسبی انجام نمیشود بنابراین ناظر هم کاری به این کارها ندارد. چراکه خیال میکنند اگر این پل به لحاظ فنی و تکنو لوژی پیشرفته احداث شود فنآوری روی فعالیت روزمره زندگی تاثیر میگذارد. تاثیرگذاری روی زندگی پیچیده میشود تا حدی که نمیتوان بدون کارساز ارائه حل شده با EIA را درست سنجید!



تصاویر ماهواره ای از دریاچه ارومیه

علاوه براین ،تجزیه و تحلیل روش های ارزیابی در سازگار کردن صنعت با محیط زیست گفت؛ «نشانزد های محیط زیستی، آنهایی هستند که به جهت مصرف منابع یا دخالت های ناروا و روا برای تامین کالا و خدمات، به هنگام استخراج منابع، تولید مواد، ساخت فرآورده ها در طول مصرف، استفاده و در پایان زندگی فرآورده ها به محیط زیست تراویده و به آن تحمیل می شوند. این تراوش و تحمیل سبب بروز دامنه وسیعی از نشانزدها مثل تغییر اقلیم، کاهش لایه ازن در استراتوسفر و ایجاد لایه ازن در تروپوسفر (مه و دود(،خوراکوری، اسیدی شدن، بروز تنش های مسموم در تندرستی انسان ها و اکوسیستم ها، و بروز آلودگی ها به ویژه آلودگی صدا می شود.»

میانگذر ارومیه

اسکله تبریز- ارومیه
* دریاچه ارومیه درحال خشک شدن میباشد به نقل کارشناسان محیط زیست بسیاری از ویژگیهای زیستی را از دست داده اند و به دلایل متعدد در حال نابودی است. در صورتیکه مطبوعات به دلیل درک هوشمندانه شرایط موجود دریاچه ارومیه به حساسیت و تعهدی بیشتری از مدیران و سیاستگذاران محیط زیست عمل کرده اند ولی اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد شاهد کویری شدن خاک، خشکیدن قنات ها و ازبین رفتن کشت و زرع در منطقه و نابود شدن سرزمین سبز آذربایجان غربی و شرقی خواهیم بود.
حالا به نظر شما تالاب به چه درد میخورد البته این موضوع مربوط به کسانی که با فرهنگ جامعه محیط زیست آشنای دیرین دارند میباشد
اکثرا فکر میکنند که تالاب زیستگاه پرندگان است و کاربرد خاصی ندارد ولی اگر بخواهیم به جزئیات آن نگاه کنیم میتوان به مهار سیلاب ، ذخیره آب ، جلوگیری از توفان شن، حفاظت سواحل، مهارسواحل، تامین آب ، پالایش طبیعی آب ، مهار فرسایش سواحل و ... اشاره کرد. اگر هم در نقاط مسکونی و شهری نزدیک سواحل دریاها، فقط زیستگاه های باارزشی میتواند از بروز سیل و سیلاب جلوگیری کند. بیشتر دخالت های ناشی از انسان ازجمله میتوان استفاده ناروا از آب وسرزمین و کاهش منابع آب و بروز آلودگیهای مختلف باعث ازبین بردن تالاب یا تخریب اکوسیتم میشود درنتیجه خسارت اقتصادی خواهد شد!
پروژه پل شهید کلانتری در نیمه دوم سال 1358 بدست شهید موسی کلانتری آغاز و مسافت 258 کیلومتری بین دو استان آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی به 138 کیلومتر تقلیل یافته که به احداث پل میانگذر دریاچه و تونل به طول 1.5 کیلومتر مسافت این آزاد راه به 128 کیلومتر کاهش خواهد یافت.
مراحل پروژه پل میانگذر دریاچه ارومیه توسط شرکت صدرا اجرا گردید و پیمانکار اصلی و تمام کارهای فلزی که تقریبآ 20 هزار تن می باشد توسط شرکت یوردلار ( در زمینه ساخت عرشه ) نیز اجرا گردید.
| ||||||||||||
مطالب قدیمی تر »
